محصولات
دوست عزیز اگر شما به بیماری ام اس مبتلا هستید، اگر با مشکلات این بیماری دست و پنجه نرم کرده اید، بهتر از دیگران می دانید که زندگی با این بیماری مزمن، نیازمند صبر و تحمل است و در این راه، حمایت روحی و عاطفی دوستان و نزدیکان و حتی سایر بیماران ام اس از یکدیگر از ارزش بالایی برخوردار است و خود بهتر واقف هستید که آنچه در لحظات سخت، زندگی را تحمل پذیرتر می سازد امیدها، آرزوها و خاطراتی است که همچون نوری درخشان مسیر زندگی مان را روشن می سازد.
بر این اساس، ما معتقدیم که با به اشتراک گذاشتن خاطرات، انگیزه ها، امیدها و آرزوهایتان می توانید زندگی بیمار دیگری را که در لحظات سخت بیماری خود به سر می برد و عرصه ها را بر خود تنگ می یابد تحت تاثیر قرار داده و به او کمک نمائید تا با بهره گیری از تجارب شما معنای جدیدی را برای زندگی خود ترسیم نماید.
پس در این فضای کوچک خواسته ها، دلنوشته ها و خاطره های قلب بزرگ خود را به اشتراک بگذارید.


کاربر گرامی، جهت ارسال مطلب خود می بایست نخست در سایت ثبت نام کنید.



1392/4/19

نام کاربری ymas

با سلام مرداد امسال 2ساله که من این بیماری رو دارم و باهاش کنار اومدم شاید از همون اولش مجبور شدم باهاش کنار بیام 

با اینکه همسرم به روی خودش نمیاره ولی مطمئنم که هنوز باهاش کنار نیومده و درگیر این قضیه اس. من قبلا خیلی فکر و خیال میکردم و خودخوری میکردم ولی الان عادت کردم که بیخیال همه چی بشم و همه چی رو آسون بگیرم شما هم هم این کارو بکنین 

باهاش کنار بیاین و همه چی رو بیخیال بشین جواب میده



نام کاربری: یاشار محمد علیزاده
32 ساله از تهران

1392/1/6

سلام

عید 1390 بود که با فامیلامون مشکل پیدا کردم و بخاطر کاری که من انجام نداده بودم مدام سرزنش میشدم حتی توسط پدرومادرم

خیلیی خود خوری میکردم تا حدود یک ماه بعد که پای چپم مشکل پیدا کردو من خیلی بد راه میرفتم

وقتی جریان رو برای پدرومادرم توضیح دادم باور نکردند فکر میکردند از عمد اینطوری راه میرم بخاطرجلب توجه

دوهفته گذشت و علاوه بر پام چشم سمت چپم هم انحراف پیدا کرد

اون موقع بود که مادرم متوجه شد که  بله دخترم یه مشکلی داره خلاصه بعد از یه ماه سرگردونی از این دکتر به اون دکتر فهمیدند که من به بیماری ام اس دچار شدم

دکتری که بیماریمو تشخیص داد  خیلی از دست پدرم مادرم عصبانی بود چون خیلی دیر برای معالج من اقدام کردند

حدوددو ماه بیمارستان بستری بودم و با خیلیی ادمای مثله خودم اشنا شدم بعضیا شرایطشون خیلی بدتر از من بود اما با این وجود خیلیی ناراحت بودم چون 1سال از درسم عقب افتادم 

حدودا هفته ی پیش بود که بیماری من تائید شد و من 1روز درمیون از واکسن ربیف استفاده میکنم

میدونید هنوزم خیلی ناراحتم که چرا من این مریضی رو گرفتم اما فهمیدم که با غصه خوردن به بیماریم کمک میکنم تا  تشدید بشه الان دیگه بیخیالم

دارم برای شکستش هر کاری میکنم دیگه برام مهم نیس اطرافیانم درمورد من چی میگن و چی فکر میکنند 

مهم خومم نه حرف بقیه

یادتون باشه که    "خدا هرکسیو که دوست داره بیمار میکنه"

دوستای گلم برای همتون  ارزوی سلامتی میکنم

ب.ط

18 ساله

از خوزستان



نام کاربری: dokhtare mashreghi
18 ساله از dezful

1391/11/22

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد.

او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.

او گفت: من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم

اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟

او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد

بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

سپس گفت:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید

چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم

و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .

و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.

کثیف یا تمیز، مچاله یا چین دار ، شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید

ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟

پس هیچ وقت فراموش نکن که بعد از هر احساس شكستي ؛ براي خود ودوستانت هميشه بهترين خواهي ماند



نام کاربری: ملیحه صدیق
34 ساله از کرج

1391/11/20

آخدا مرا به حال خودم وا نمیگذاری از تو ممنونم.
 نه این از لطف توست که من کمترین رو همیشه با خوبیات شرمنده ی خودم و خودت میکنی.
با قرار دادن این آدمای خوب سر راه من، با نادیده گرفتن بدیهای من در حق خودم و خودت، حتی بیماری قشنگی که مبتلای اون شدم.
 از شیرینترین بیماریهای خود ایمنیه که هر به ظاهر تخریبی هم که هست قابل برگشته. آخدا چی بگم از کدوم موهبت زیبات بگم، از اقوام خوب و با درکم از همسر مهربان و با گذشتم؟، از دکترای مجرب و متدینم که با وجود اینهمه مشکلات و موانعی که هست نمیگذارن آب تو دل ما ام اسیها تکون بخوره.
 خودت بگو: ای دوست داشتنی من، ای عشق محض محض، ای زندگی آفرینی که با ام اسی که بهش مبتلا شدم، حالا دیگه قدر شیرینیهای زندگیمو بیشتر میدونم. ای عزیز دل، آخه از خوبیات چی بگم مخصوصاً! مخصوصاً! این یک سال اخیر که این شرکت اکتوور رو خانم دکتر نازنینم به من معرفی کردند [سرکار خانم دکتر ابو الفضلی] درست وقتی بود که نا امید شده بودم و میخواستم قید درمان و همه چیزو بزنم. اون موقع بود که به این شرکت معرفی شدم یا شایدم این شرکت  توسط خانم دکتر به من معرفی شد و دریچه های امید بود که دوباره به روی من گشوده شد.
میگویم امید چراکه وقتی خسته و نزار از تحمل این میهمان شیرینم منظورم ام اسه دیگه به شرکت میرسیدم، مهربونیها و برخورد خوب پرسنل این شرکت خستگیهامو جداً از تنم بیرون می آورد.  9:17 PM 11/24/2012



نام کاربری: ملیحه صدیق
34 ساله از کرج

1391/11/19

مرا به حال خودم وا نمیگذاری از تو ممنونم.
 نه این از لطف توست که من کمترین رو همیشه با خوبیات شرمنده ی خودم و خودت میکنی.
با قرار دادن این آدمای خوب سر راه من، با نادیده گرفتن بدیهای من در حق خودم و خودت، حتی بیماری قشنگی که مبتلای اون شدم.
 از شیرینترین بیماریهای خود ایمنیه که هر به ظاهر تخریبی هم که هست قابل برگشته. خدایا چی بگم از کدوم موهبت زیبات بگم، از اقوام خوب و با درکم از همسر مهربان و با گذشتم؟، از دکترای مجرب و متدینم که با وجود اینهمه مشکلات و موانعی که هست نمیگذارن آب تو دل ما  تکون بخوره.
 خودت بگو: ای دوست داشتنی من، ای عشق محض محض، ای زندگی آفرینی که با ام اسی که بهش مبتلا شدم، حالا دیگه قدر شیرینیهای زندگیمو بیشتر میدونم. ای عزیز دل، آخه از خوبیات چی بگم مخصوصاً! مخصوصاً! این یک سال اخیر که این شرکت اکتوور رو خانم دکتر نازنینم به من معرفی کردند [سرکار خانم دکتر ابو الفضلی] درست وقتی بود که نا امید شده بودم و میخواستم قید درمان و همه چیزو بزنم. اون موقع بود که  این شرکت  توسط خانم دکتر به من معرفی شد و دریچه های امید بود که دوباره به روی من گشوده شد. میگویم امید چراکه وقتی خسته و نزار از تحمل این میهمان شیرینم منظورم ام اسه دیگه به شرکت میرسیدم، مهربونیها و برخورد خوب پرسنل این شرکت خستگیهامو جداً از تنم بیرون می آورد.  9:17 PM 11/2/012



نام کاربری: ملیحه صدیق
34 ساله از کرج

... 1 2 3 4 5 

The Rolex's top Observatory chronometer, which has been cheap watch tested only after the movement has been put into the perpetual watches watch case, has an average error of less than two seconds per day, more than two times more accurate than the omega uk average chronometer certified chronometer.